و فراموش شده ي فردا
پس در آشنايي امروز مي نگرم
تا در فراموشي فردا يادم کني
ستاره ی هر شبی واسم میدرخشی
I LOVE U
امشب غم و غصه ها دیگه بسه
خاطرات رفته همه توی عکسه
یه دیوونه هست که تو رو میپرسته
بیا بیا با هم باشیم جدایی رو کش ندیم
بیا طلسم این جدایی رو بشکنیم
آخه دلم فقط تو رو میخواد تو عشقمی
مگه تو صدای قلبمو نمیشنوی
ببین ضربان قلبم داره میره بالاتر
به صداش گوش کن داره میگه باهاتم
میخوام داد بزنم که من عاشقتم
اینه راز دلم بزار ساده بگم
من شاه عشقمو تویی آس دلم
سلام امروز روزی برفی بود دلم گرفته. کاش میشد همه به آرزوهاشون برسن
کاش میشد همه به عشقشون برسن.کاش میشد دیگه توی تنهایی ها کسی به خاطر عشقش گریه نمیکرد.کاش میشد بی معرفتی دیگه توی زمین نبود.کاش میشد دیگه کسی به خاطر کس دیگه دیوونه نمیشد.
اینها همه ای کاشهاست .ای کاش میشد که ای کاش دیگه آرزو نبود ...........
یا امام حسین یا حضرت ابوالفضل همه رو به آرزوهاشون برسون.
I saw Love in your eyes
I hear Love in your voice
I feel Love in your Breast

من عشق را در چشمان تو دیدم
من عشق را در صدای تو شنیدم
من عشق رادر آغوش تو احساس کردم
تقدیم به بهترینم............................دوست دارم ولی نمیدونم خودت میدونی یا نه؟
..............................................................................
عميق ترين درد زندگی مردن نيست بلکه نداشتن کسی است که الفبای دوست داشتن را برايت تکرار کند و تو از او رسم محبت بياموزی. عميق ترين درد زندگی مردن نيست بلکه گذاشتن سدی در برابر روديست که از چشمانت جاری است
...............................................................................
چشمان تو
چشمان تو باراني است و من بيهوده به دنبال نور چشمانت مي گردم..نوري كه زماني اتش قلبم را شعله ور مي ساخت....و من هنوز منتظرم چون بعد از هر باراني رنگين كماني از نور ظاهر مي شود و من هنوز در انتظار ديدن هفت رنگ زندگي در چشمان تو هستم..
باز هم در بازي خيال تو ..کيش و مات شدم و من حيران که سرباز قلبم را با کدامين رخ تو واگذارکردم.....اي کاش هرگز بازي را شروع نمي کردم که در بازي عشق هميشه کيش و مات هستم
روز اول آفتاب را آفرید
روز دوم دریا را آفرید
روز سوم صدا را آفرید
روز چهارم رنگ را آفرید
روز پنجم حیوان را آفرید
روز ششم آدم را آفرید
روز هفتم خداوند اندیشه ای کرد و تو را برای من آفرید

غروب
چشمای منتظر به پیچ جاده
دلهره های دل پاک و ساده
پنجره ی باز و غروب پاییز
نم نم بارون تو خیابون خیس
...............................................
یاد تو هر تنگ غروب تو قلب من میکوبه
سهم من از با تو بودن غم تلخ غروبه
غروب همیشه واسه من نشونی از تو بوده
برام یه یادگاریه جز اون چیزی نمونده
..............................................
تو ذهن کوچه های آشنایی
پر شده از پاییز تن طلایی
تو نیستی و وجودمو گرفته
شاخه ی خشک پیچک تنهایی
من / عشق
پاك يعني
سرزمين لحظه
يعني بيداد
عشق من
باختن عشق
جان يعني
زندگي ليلي و
قمار مجنون
در
ساختن عشق
دل يعني
كلبه وامق و
يعني عذرا
عشق شدن
من عشق
فرداي يعني
كودك مسجد
يعني الاقصي
عشق / من
عشق آميختن افروختن
يعني به هم عشق سوختن
چشمهاي يكجا يعني كردن
پر ز و غم دردهاي گريه
خون/ درد بيشمار
عشق من
يعني الاسرار
كلبه اسرار يعني مخزن
زندگی یعنی عشق. تمام چیزهایی که من فهمیدم به این خاطر فهمیدم که عشق می ورزم . هر چیزی که که هست هر چیزی که وجود دارد به این دلیل است که عشق می ورزم . هر چیزی به تنهایی واحد است
نقطه ا تصال دو زمان گذشته و آينده حال است قدر آنرا بدانيد.
آلبرت انيشتين
سعادت يعني افتخار به گذشته و تلاش براي حال و اميد به آينده
الكساندر دوما
دقت و احتياط هر دو لازمند .....اولي براي رسيدن به پيروزي و دومي براي حفظ آن
ويكتور هوگو
هر قدر روح آدمي لطيف تر و منش او عاليتر باشد درجه ياري بيشتر خواهد بود
ژرژسيمون
زيبايي در صورت نيست زيبايي نوري در قلب انسان است
جبران خليل جبران
خوشبختي يعني هر روز مژده اي خوب شنيدن
ژان پل سارتر
امروز آدمي حتما به ديروز تبديل خواهد شد اما امكان دارد فرداي شما هرگز امروز نشود
اديسون
نيايش اگر به صورت تهاجمي و مصرانه و مستمر انجام گيرد به اجابت مي رسد
الكسيس كارل
اعتبار حقيقي آنست كه پس از مرگ نيز همچنان پابرجا بماند
نيوتن
Persian : to ra doost daram
Italian : ti amo
German : Ich liebe dich
Turkish : seni seviyurum
French : je taime
Greek : sayapo
Spanish : Te quiero
Hindi : mai tumase pyre karati
Arabic : Ana behibak
Iranian : man dostat daram
Japanese : Kimi o ai shiteru
Yogoslavian : Ya te volim
Korean : Nanun tangshinul sarang haminda
russian : ya vas liubliu
Romanian : Te iu besc
Vietnamese : Em ye ha eh bak
syrian : Bhebbek
Swiss-German : Ch ha di gam
Swedish : Jag a iskar dig
African : Ek het jou li

هیچکس از من نپرسید که شاید من گلی کاشته باشم.
آدما مثل كتاب هستند كه تا وقتی تموم نشدن ارزش
دارن من خيلی تند خودم را ورق زدم مطمئن باش وقتی
تموم بشی ميرن سراغ يكه كتاب ديگه.
------------------------------------------------------------------------------------------------
زندگی مثل يه قاسدك هست كه اگه نگيريش ، خيلی
راحت و ساده از تو می گذره و به فكر تو نيست كه
حسرت رفتنش و می خوری.
........................................................
كسي را براي دوستي انتخاب كن كه آنقدر دلش بزرگ
باشد كه براي جا شدن در دلش مجبور نشوي خودت را
كوچك كنی .
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
براي آمدنت باران را بهانه نكن اي رنگين كمان.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
وقتي كه بهار ديد با دست گل انتظارش را مي كشم
من را بابت گل ها سرزنش كرد.
آنها كه آفتاب را به زندگی دلبران هديه می دهند، خود
نمی توانند از آن سهمی نداشته باشند.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
هميشه تو يه ارتفاعی از جو ديگه ابری وجود ندارد.
اگه يه وقت آسمون دلت ابری بود، بدون كه به اندازهی
كافی اوج نگرفتی .
?do you Like tea
and the girl said
No I like after T
?Do you know what is after T
عزیز منی جون منی تو
بگو همه دروغات مال منه و برام
دیگه بی تو راهی نمی مونه باز با مردن موافقم
وقتی که دل بی تو میمیره
بی تو زندگیم رنگ غم رو میگیره
دیگه نگو که نمیدونی چرا دلم توی دستای تو اسیره
- - - - -
همه میدونن دنیای منی
حسرت غم توی این دل من لونه کردش
عشق تو عاقبت منو دیونه کردش همه می دونن مال منی
- - - - -
همه میدونن دنیای منی
حسرت غم توی این دل من لونه کردش
عشق تو عاقبت منو دیونه کردش همه می دونن مال منی
![]()
نزديك,دور
سير,گرسنه
رها ,اسير
دلتنگ,شاد
آن لحظه اي كه بي تو سرآيد مرا مباد
مفهوم مرگ من
در راه سرفرازي تو,در كنار تو
مفهوم زندگي است
معناي عشق نيز
در سرنوشت من
با تو ,هميشه باتو ,براي تو ,زيستن...
کوچه
بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم
همه تن چشم شدم خيره به دنبال تو گشتم
شوق ديدار تو لبريز شد از جام وجودم
شدم آن عاشق ديوانه که بودم
در نهانخانه ی جانم گل ياد تو درخشيد
باغ صد خاطره خنديد
عطر صد خاطره پيچيد
يادم آمد که شبی باهم از آن کوچه گذشتيم
پرگشوديم و در آن خلوت دلخواسته گشتيم
ساعتی بر لب آن جوی نشستيم
تو همه راز جهان ريخته در چشم سياهت
من همه محو تماشای نگاهت
آسمان صاف و شب آرام
بخت خندان زمان رام
خوشه يماه فرو ريخته در آب
شاخه ها دست برآورده به مهتاب
شب و صحرا و گل و سنگ
همه دل داده به آواز شباهنگ
يادم آيد تو به من گفتی:
? از اين عشق حذر کن!
لحظه ای چند بر اين آب نظر کن
آب، آيينه عشق گذران است
تو که امروز نگاهت به نگاهی نگران است
باش فردا، که دلت با دگران است!
تا فراموش کنی، چندی از اينشهر سفر کن! ?
با تو گفتم:
حذر از اين عشق؟
ندانم
سفر از پيش تو؟
هرگز نتوانم
روز اول که دل من به تمنای تو پر زد
چون کبوتر لب بام تو نشستم
تو به من سنگ زدی، من نه رميدم، نه گسستم ?
باز گفتم که: ? تو صيادی و من آهوی دشتم
تا به دام تو درافتم، همه جا گشتم و گشتم
حذر از عشق ندانم
سفر از پيش تو هرگز نتوانم، نتوانم ...
اشکی از شاخه فرو ريخت
مرغ شب ناله ی تلخی زد و بگريخت
اشک در چشم تو لرزيد
ماه بر عشق تو خنديد
يادم آيد که دگر از تو جوابی نشنيدم
پای در دامن اندوه کشيدم
نگسستم، نرميدم
رفت در ظلمت غم، آن شب و شب های دگر هم
نگرفتی دگر از عاشق آزرده خبر هم
نکنی ديگر از آن کوچه گذر هم
بی تو، اما به چه حالی من از آن کوچه گذشتم!
صحبت از پژمردن يک برگ نيست
وای! جنگل را بيابان می کنند
دست خون آلود را در پيش چشم خلق پنهان می کنند
هيچ حيوانی به حيوانی
نمی دارد روا
آنچه اين نامردمان با جان انسان می کنند
HOW do i love you? let me count the ways . I
love yout o the depth and breadth and height
My soul can reach , when feeling out of sight
for the ends of being and ideal Grace
چه قدر تو را دوست دارم ؟ بگذار بشمارم . تو را به عمق و پهنا و
ارتفاعی که روحم می تواند بپیماید دوست دارم . در آن حالی که روحم
به پرواز در می آید و به فیض الهی می رسم .
مثل آواز قناري تو بهار
با تو بودن از تو گفتن زيباست
مثل آواز قشنگ جويبار
با تو بودن از تو گفتن زيباست
مثل نيلوفر آبي در آب
مثل اشكهاي لطيف شبنم روي گونه هاي زنبقهاي خواب
با تو بودن از تو گفتن زيباست
مثل بارش بارون تو كوير
مثل رويش دوباره چمن روي تن يخ زده زمين پير
تويي مهتاب سحر ، تويي بارون كوير
از تن خستهء من گرد غربت را بگير
مثل خورشيد بزن و آبم كن
مثل لالايي شب خوابم كن
به تن خسته بزن رنگ دگر
دل ما را تو ببر تا به سحر
ميدنم با دل مياي تو دلم
ميدنم با او همه مهربونيت
لونه ميخواي بازم بياي توي دلم
دلمو سفره نامت ميکنم
همه عشقمو نامت ميکنم
نام تو نام دل آشفته نيست
نام تو مثل گل پژمرده نيست
اسمتو با خود به رويا ميبرم
اسمتو نيلو باشه جون ميگيرم
بسکه تو مهربوني
خوشکل وگل زبوني
ميخوام بشم عاشق تو
عاشق مهربونيهاي تو
دلم ميخواست دست در دست هم
درآبي بيکران نيلو فران گم شويم...
و با هم
شکوه عشق را احساس کنيم
اما افسوس...
دريا منو صدا بزن
تا گم بشم تو موج تو!
بذار از عمق گريه ها
پل بزنم به اوج تو!
هر واژه آبي تو
روحي به شعرم دميده
آواز دلواپسيمو
هر آشنايي شنيده!
دريا ببين آسمان هم
تکرار بغض من و توست...
باران بي وقفه امشب
آوار بغض من و توست...
بازم بيام بياد تو
بازم بريم به ياد هم
عشق مثل ساعت شنيه; قلب رو پر ميكنه عقل رو خالي.
اگر شکستن قلب و غرور صدا داشت، عاشقان سکوت شب را ويران مي کردند
پيام عشق را آغاز کردي
چو گلهاي بهاري ناز کردي
چو ديدي خو گرفتم با تو افسوس
کبوتر گشتي و پرواز کردي
عشق بيداد من
باختن يعني لحظه عشق
جان سرزمين يعني يعني
زندگي پاک من عشق ليلي و
قمار مجنون
در عشق يعني ... شدن
ساختن عشق
دل يعني
كلبه وامق و
يعني عذرا
عشق شدن
من عشق
فرداي يعني
كودك مسجد
يعني الاقصي
عشق من
اشكي كه بيصداست
پشتي كه بيپناست
دستي كه بسته است
پايي كه خسته است
دل را كه عاشق است
حرفي كه صادق است
شعري كه بيبهاست
شرمي كه آشناست
دارايي من است
ارزاني شماست


E

